![]() |
![]() |
|
| شعر و ... |
|
شاعر!نگو باران.بباران
(ماریا ریکله) دیوارهای شیشه ای قلب من شکست با رفتنت تمام وجودم ز هم گسست انگار حس تازه ای به غزل می دهد خدا باید که تا رهانده شوی از شب الست یک جام باده بده تا به سر کشم من گیج گیج شده ام مستِ مستِ مست احساس می کنم که تو را...فکر می کنی؟ چشمان شاعرم که چرا خیس گریه است؟ شاعر شدم که ببارم ببارم و... باران -قانون من -همین غزل عاشقانه است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 13:53 توسط امین شفاعت پناهی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای رهاتر ز پرنده خط پروازت کو...
|
| پیوندهای روزانه |
|
فروغ فرخزاد انجمن شاعران ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|