![]() |
![]() |
|
| شعر و ... |
|
سلام ... تونستم آخربعد از نزدیک قریب یک ماه وبلاگ رو به روز کنم امید وارم از این غزل خوشتون بیاد در ضمن از دوست عزیزم اقای کهنسال شعر لامرد به خاطر لطفی که به بنده دارن تشکرمی کنم
حالا ورق بزن تو ورق پاره های مرد
بعدش نخواستی به غزل هاش بر نگرد
هر کس که بود زار می زد از این غمی-
که توی بیت هاش مرا هم مچاله کرد
آغاز لحظه های پشیمانی و گناه
بانو به قلب نازکت این ها اثر نکرد
دیدم خودش نبود ، فقط سایه ای و حال
تب می کند تمام تنش رنگ و روش زرد
یک لحظه هم نمیتوان از چشمها گذشت
تار است این نگاه شکسته غمین و سرد
بانو همین ! و هیچ نمی گویم و خودت
برگرد منتظر نشسته در لحظه ها م مرد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 1:26 توسط امین شفاعت پناهی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای رهاتر ز پرنده خط پروازت کو...
|
| پیوندهای روزانه |
|
فروغ فرخزاد انجمن شاعران ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|