![]() |
![]() |
|
| شعر و ... |
|
سلام ... با یه سپید
از هر چه بگذریم نایی نیست تا بدمد درنی که چوپان را گرگ براند گوسفند ها بد جوری ترسیده اند اما کدام چوپان بر گله مانده تا این یکی بماند چوپان ها رم کرده اند و سر به سر شهر دارند توی پارتی های بی مجال تهران دانس می رقصند با همان صدای از کوک در رفته ی ... فقط کمی روغنش را زیاد کرده اند دیشب خواب دیدم که ریحانه بد جوری خودش را در دود این خیابان های بالا شهر خفه کرده بود نمی دانم عروسک بود یا خودش را عروسک... بگذریم هر چه بود نایی بر نی چوپان نبود گله ها همه رفته اند... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 13:41 توسط امین شفاعت پناهی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای رهاتر ز پرنده خط پروازت کو...
|
| پیوندهای روزانه |
|
فروغ فرخزاد انجمن شاعران ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|