![]() |
![]() |
|
| شعر و ... |
|
دوباره بعد از مدت ها ...
دنیای مجازی .... آی دریغ و حسرت همیشگی چه چقدر زود دیر می شود.... هنوز باورم نمی شه که دکتر امین پورهم... و یک سپید کوتاه ... کلمات را جمع کن به لب های من بدوز تااولین واژه های ریخته به جنبش در آیند بچسبند... و من بخوانم ... با زبان خودم با زبان تو...
....................... چقدر من ساده ام...مثل برگهایی کاغذ که زود مچاله می شوند در دست باد قلبی که از جسمی جدا افتاده... و صورتی که می خراشد مرا...........چون یادبود بر درختی تنها
و صاعقه به آتش می کشدم می سوزم از بالا به پایین و در این سوزندگی باد. ...خاکسترم را خواهد برد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 18:39 توسط امین شفاعت پناهی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای رهاتر ز پرنده خط پروازت کو...
|
| پیوندهای روزانه |
|
فروغ فرخزاد انجمن شاعران ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|